تبليغاتX
Carpe Diem

جمعه سی ام آذر 1386

Perfect to feel

 

تامی عزیزم

 

یادت هست آن شب را؟ چقدر دوستش داشتم!

من و تو و لئونارد کهن و بزرگ راهی که طولانی بود!

من و تو و بوت هایی که تازه خریده بودم!

من و تو و ماشین هایی که با سرعت از کنارمان می گذشتند!

من و تو و اشک های سرد!

من و تو و گریه ی بلند!

من و تو و مردمی که چه فکر هایی که نمی کردند!

من و تو و آرزو هایی در سر!

من و تو و فکرهای خطرناک!

من و تو و آه!

من و تو و امید به این که هنوز او در کنارم است!

من و تو و ترس از این که او دارد می رود!

من و تو و کوچه های پر خاطره!

من و تو و سکوتی مرگبار!

من و تو و درد و درد و درد و درد و درد و لبخند!

                                                    ساعت ۷ شب/ من و تامی/۲۷/۹/۱۳۸۶

.

.

.

پی ان۱: مزه ی خاصی هستم این روزا! یه جور تلخی یه وحشتناک!

پی ان۲: چیزی که این روزا با تک تک سلولای بدنم حس میکنم اینه:"به سوگ نشستن!"

پی ان ۳::( حذف شد...

پی ان ۴: ببخشید که نمی فهمم این همه خوبی ات را! من یک نفهم هستم.

پی ان۵: بی خودی تلاش نکن! دیدی یه چیزی میره دیگه بر نمی گرده؟! مال منم رفته! هیج وقت هم بر نمیگرده! من کمی نفهم تر هستم!

پی ان۶: طولانی ترین شب سال و من منتظر اینم که تو آن را برایم خاطره انگیز کنی! می کنی؟!

پی ان۷: مـــریمی! تولدت مبارک...یک عالمه آرزوی خوب و قشنگ برات دارم.

پی ان۸: دایی جــــــونم! خیلی شرمندم که تولدت یادم رفت:( به جاش یه کادوی ناز برات میخرم.

 

 

نوشته شده توسط Somayyeh در 20:28 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386

Some dance to remember, Some dance to forget

 

من میدانم که آخرش چه میشود! من خدا نیستم اما میدانم آخرش چه میشود! 

آخرش آنطوری تمام میشود که تو فکرش را هم نمی کنی!

آخرش من یک روز دهانم را باز میکنم...

درست آن لحظه ای که دیگر خـــــیلی دیر شده!

 آن لحظه ای که دیگر هیچ فایده ای ندارد.

دقیقا در آن لحظه ی بی اثر......نه یک ثانیه زودتر!

باید به اندازه ی کافی دیر شده باشد!

من همانجاست که دهانم را باز می کنم

و تمام نفرتـــــی را که یک عمر با عشق در خودم پروراندم

به زیبائی هر چه تمام تر

روی صورتت بالا می آورم.

نه! هنوز کامل آخرش نشده!

وقتی که بالا آوردم

تـــــــو به من نگاه میکنی

و میگوئی: "اوه عزیزم! به این زودی بچه دار شدیم؟!"

درست بعد از شنیدن این

من

تـــــمام میشوم.

تمام!

درست در زمانی که خیلـــــــی دیر شده است!

 

 

نوشته شده توسط Somayyeh در 22:25 |  لینک ثابت   •