چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387
Another Brick in the Wall
پنج شنبه ها را همیشه دوست می داشته ام!
مخصوصا اگر
نوزدهم
اردیبهشت
هشتادو هفت
باشند!
ثبت شد برای همیشه در تاریخ زندگی ام!
****************************
پاره های ذهن من در یک شب بهاری:
** خیلی بده که من دیر به دیر مینویسم! خیلی بدتر از اونیه که حتی بتونی تصورش کنی!
** برای مونا: ۲۴ سالگیِ من (حتی این وقت شب!) خیلی زجر آوره! میدونی که! شاید برات نگفتم اما چند وقت بود که همیشه خواب میدیدم تو ۲۴ سالگی مُردم! دقیقا اینطوری که با صدای بلند داد میزنم: Well, I'm 24! بعد از گفتن این جمله هم میمیرم! از اون زمان به بعد یه حس آزار دهنده(از اون حس های واقعی که تو خوب می فهمیشون!) همیشه با منه! اوهوم؟!
** عقده ها کلا وجود دارند...بعضی هاشون واقعا مسخرن! بعضی هاشون طفلکی ان! بعضی هاشونم واقعا تخ...!
** زلف بر باد نده تا ندهی بر بادم! پلک؟! مژه؟! یا شایدم پارسه؟! اون مجسمه سازه کی بود؟ پاک کن و نصفش کنم زشت میشه! دقت کردی که چه حرفی بود؟! دریا میخوام! لعنت به جبر جغرافیایی!
**آره معلومه که خیلی حسوده...از قیافش معلومه...آخه من چرا باید انقدر براش دل بسوزونم؟! دلم خیلی به حالش میسوزه!
**یعنی اینطوری بگم که بهترین پَک سی دی و دی وی دی یه دنیا بود دیگه! میدونی که با مرسی و تشکر و اینا هم فقط از ارزششون کم میشه! راستی ته جمله ست ها: "آدم که نکشته بود...عاشق شده بود!" میشه یه "اردک" هم به من بگی؟ میشه یه دونه شو بدی به من آخه خیلی سنگینه... میشه....میشه.....
**تی اس الیوت هر کی که بود و نبود مهم نیست! مهم اینه که اگه من تو زمان اون بودم و یه جورایی.... هممممم اصلا چرا باید برای تویی که هیچی نمی فهمی بگم!
** این که آدم ها فکر کنن فقط خودشون می فهمن هیچ اشکالی که نداره هیچ! حتی در بعضی مواقع لازمه!
** من یک روز یک رقاص ماهر خواهم شد! (یادته؟ "یک زن" بهتره بگیم یا "زنی"؟!)
**من دیگه یاد گرفتم که "لبخند" همیشه بهترین چیزه! حتی وقتی واقعا منظورت اون نباشه!
** من ایمان دارم که این کلمات اصلا وجود خارجی ندارند: "همیشه" و "هیچ وقت"
** شلوارک ها کلا چیزهای خوبی هستند! البته بعد از کتلت!
** برای افزایش ساعت مطالعه باید به کاهش ساعات چیزهای دیگر بپردازی! مثلنشو من نمیدونم از خودت بپرس! در ضمن من باز هم تا کید میکنم: پیلیز بیشتر بخون! راستی! یادم بنداز که راجع به یه چیز مهم باهات حرف بزنم البته بعد از خرید سوسیس و همبرگر و پیتزا!
**تو که میدونی من چقدر چقدر چقدر چقدر....چقدر چی؟!
** در ضمن! من دیگه یک ۱۰۰٪ هستم الان!
بله! و بدین ترتیب و با وجود یک چنین مغز و ذهنیت و افکاری به سوی ادبیات انگلیسی پیش میرویم و سعی میکنیم که از یادنبریم که :"مقصد اگر تو را تسخیر قله هاست؛ باید همیشه رفت، باید همیشه خواست"
بله!
