تبليغاتX
Carpe Diem

جمعه چهارم اردیبهشت 1388

About to explode

جمعه است

و من باید بررسی کنم این یک هفته ای را که سعی کردم برنامه ریزی شده طی کنم!

قرار بود 3 کار مهم انجام داده شود:

  • کتاب دو قرن سکوت دکتر زرین کوب را بخوانم
  • ۱۰۰ لغت جدید حفظ کنم
  • کتاب Essentail Grammar in Use را تا آخر بخوانم

همه ی اینها نصفه نیمه انجام شد! ۷۰ صفحه از دو قرن سکوت ؛ شاید به زور ۱۰ تا کلمه ؛ و از ۱۱۴ تا یونیت هنوز ۶۹ تا خوندم! و سراغ دزس های دانشگاه هم نرفتم ابدا!

کلاس های موسسه ، او ال سی ، کامپیوتر و تلفن هم که غوغا میکنه !

و من الان سرشارم از حسِ بد! از اینکه اه اه اه اه !

و کلا دوستان هم همیشه لطف داشته اند در راستای تحقق اهداف بنده !

و این هفته اتفاق هایی که نیافتد ! چیزهایی که ندیدیم! خبرهایی که نشندیم! اووووه !

چقدر دلم میخواد الان خودمو کتک بزنم !

دلم میخواد یه نفر دیگه رو هم کتک بزنم وقتی که میگه اینا چیه تو وبلاگت مینویسی و وقتی ادبیات من رو مسخره میکنه و تازه معتقده که یه چیزی میخواد به من بگه که تو دلش سنگینی میکنه ! ترجیحا بذار سنگینی کنه لطفا ! اه ! چند نفر به یه نفر آخه!

دلم میخواد با نانچکو م بزنم به پشت گردنم ! چون سه قرنه که اتاقمو میخوام مرتب کنم و نمیکنم !

چقدر گشنمه الان!

اااااااه ! مامانم هم که کلا عاشقه اینه که هی روزی ۵۵۰ بار (بدون اقراق) یاد آوری کنه به من که باید یه فکری وردارم دیگه! و کلا دلش میخواد مرور کنه هی زندگی منو ! و هی غر بزنه ! هی بزنه ! و منم هی تلاش کنم که با عشق دوسش داشته باشم !

دلم تنگ شده بود برای F.R.I.E.N.D.S ! خیلی! دیشب دوباره رفتم سراغشون ! و خوشحالی توصیف ناپذیری داشتم برای یک ساعت زمانی که با عشق با اونا سپری شد.

میشه ؟!

کلا دلم "مریم" رو یه جورایی دوست داره متفاوت ! انقدر متفاوت که هنوز خودم نمیدونم چه جوری! آیم ساری فُر یو اند مای سلف اند ذ سِسایِتی او ویمِن !

چیه ؟! انتظار بیخودی اگه دنبال ردپا میگردی اینجا از خودت! والله !

درضمن یه نفری هم هست که اوج حسادت رو من درش میبینم ! که ای کاش نمیدیدم! که ای کاش انقدر تابلو از هر جمله ای که به من میگه شر و شر حسادت و کینه نمیبارید! که ای کاش اونم تلاش میکرد این حسادت لعنتی شو بذاره کنار تا من از همیشه بیشتر دوسش داشته باشم !

و دیگر هیچ !

پ.ن: خدایا کلا هر جور راحتی اما میشه ؟!

بشه دیگه !

پییی لییی زززز!

نوشته شده توسط Somayyeh در 11:51 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388

Singing in the rain

وقتی یه هو یکی اس ام اس میزند که :

Take a moment here and think this over:

"Who's giving, and who's receiving?

who's producing, and who's consuming?

who's doing, and who's being done?

Why the hell you pay for the prostitutes?

Shouldn't it be the other way around?!"

<Dr. Drake Remore>

تو دقیقا بعد از اینکه خوندی و خندیدی

یه هو گریه ات میگرد!

به همین راحتی...

*****************

پ.ن. یادت هست که چقدر این آهنگ را دوست داشتی؟ حالا نمیدانم چرا این آهنگ شده موزیک متن گرامر خوندن های من!

نوشته شده توسط Somayyeh در 20:16 |  لینک ثابت   •