تبليغاتX
Carpe Diem

پنجشنبه چهاردهم آبان 1388

"Yeah! We did it"

سلام!

با پوزش از تاخیری که به وجود اومد که خب کاملا طبیعیه!

این بادکنک ها زشت ترین بادکنک های جشن تولد بودند! ولی نسترن دقیقا به منظور درج در اینجا ازشون عکس گرفت! و کلا هم نمیخواستیم با احساساتشون بازی بشه!

و اینم بقیه ی بادکنک ها وکلا بقیه ی چیزا:

و فک کنم که دیگه تولدم واقعا مبارک شد! 

با تشکر ویژه از نویدِ دیگه (به قول خودش) که از سه روز قبل از تولد اس ام اس شمارش معکوس میفرستاد

با تشکر از محمد کوثری عزیز که تولد اونم دو روز پیش مبارک شد!

با تشکر از حسین بابت اس ام اسی که فرستاد!

*

با تشکر از مریم! از مریمِ بيچاره!بابت درست كردن سالاد الويه، بادكردن بيشتر اون بادكنك ها،نصب بادكنك ها و شستن كمي از ظرف ها و غيره

با تشكر از ياسمن براي شركت در تولد از شب قبلش! و اهداي دو فروند فيلم خيلي خنده دار و شستن بيشتر ظرف ها و مشايعت افروز براي آوردن كيك تولد

با تشكر از افروز براي آوردن كيك تولد و نرقصيدن و رفتن در كنج عزلت!

با تشكر از اكرم كه همه مون عاشق مانتوش بوديم و تشكر ويژه براي شُك هاي جسماني كه براي در آوردن افروز از كنج عزلت بهش ميداد!

با تشكر از نسترن براي نفر آخر بودن در اومدن به تولد! و براي ثبت لحظات تولد با گرفتن عكس و فيلم با دوربين هيجان انگيزش. و نيز با تشكر ازآقاي همسرِنسترن براي پيگيري لحظه به لحظه ي مراسم با فرستادن اس ام اس به نسترن

با تشكر از مونا كه دلش خيلي ميخواست تو تولد مي بود و ميرقصيد و با تشكر از تماس هايي كه ميگرفت و هي در جريان قرار ميدادمش

با تشكر خيلي زيادِ بي نهايت تا از تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو كه فقط خودم ميدونم اون روز چي تو دلت ميگذشت...

با تشکر از خودم که اون روز واقعا سعی کردم همه چی مرتب باشه و به همه خوش بگذره!

 و با تشكر ويژه از خداي عزيز براي دادن اين همه نعمتِ خوب به من! و براي تاريخ هيجان انگيزي كه امسال نصيب من شد! ۸/۸/۸۸

خداحافظ

نوشته شده توسط Somayyeh در 13:40 |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم آبان 1388

"There you go! 8/8/88! What a fantastic date"

 و به دنيا آمد سميه!

فوق العاده هيجان انگيز ه اينكه هشتِ هشتِ هشتاد و هشت روز تولدته !


من عاشق اين تاريخ بودم!


امروز يه جشنِ تولد هيجان انگيز گرفتيم! من و ياسمن و مريم و افروز و اكرم و نسترن! و واقعا خوش گذشت به همه...و جاي بعضي ها واقعا خالي بود تا اين شادي كاملتر بشه.


الان يكم خسته م ! گزارش كامل ماجرا باشه واسه فردا!


فعلا!

8/8/88 :دي

نوشته شده توسط Somayyeh در 22:57 |  لینک ثابت   •