Carpe Diem
من و من و من و ادبیات و موسیقی و فیلم و تو و تو و تو و همه چی!
جمعه سوم آبان 1387
"Jumped on"
تلفن ساعت یک و نیم نصف شب که یک و نیم ساعت طول کشید
این را ثابت کرد که:
__ من دختر جلفی هستم که شدیدا دوست داشته میشوم!
__ من خودم هستم! خودِ خودم !
__ من آدم های چاقِ زشتِ کچلِ پیر را دوست میدارم !
__ من میتوانم به "مشهد" فکر کنم !
__ من خیلی از این شاخه به اون شاخه میپرم!
__ من میتوانم آدم های پیرِ خسته ی داغون رو حتی اون موقعِ شب بخندونم !
__ من باید یک سری چیزها را رعایت کنم !
__ کفش های نایکی ام از یک نفر شدیدا متنفر است !
__ یک نفر هست ! و خوب است که هست !
کلا دیگر !
نوشته شده توسط Somayyeh
در 20:38 | لینک ثابت
•

