Carpe Diem
من و من و من و ادبیات و موسیقی و فیلم و تو و تو و تو و همه چی!
چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
I Will
کاش می شد یه مدت مُرد !
یه مدت مُرد!
مُرد!
و
تو این مدت
دلت برای هیچی تنگ نمی شد!
و حتی هیچ کس!
و کاش که اینهمه نمی ترسیدم از این پروسه ی مزخرف مرگ !
و من واقعا
دیگه
نمیدونم !
نمیدونم !
نمیدونم !
نمیدونم !
*** مهم نیست ! من دلم میخواد لیوانی رو که توش آب میخورم رو نشسته بزارم سرِ جاش !
*** خوشه ی غم توی دلم زده جوونه !
*** خوشه ی غم گه اضافه زیاد می خوره !
*** حذفش کردم! حوصله ندارم به دوهزار نفر جواب پس بدم !
*** از این همه توقع بیجایی که از خودم دارم متنفرم !
***از این همه توقع بیجایی که از بقیه دارم متنفرم !
*** الان رسما احساس میکنم که واقعا چرا !؟
*** اینز الوِیز دِ سِیم !
***چرا من خفه نمیشم ؟!
نوشته شده توسط Somayyeh
در 0:41 | لینک ثابت
•

